علوم و فنون ادبی 3 - درس نهم - اغراق، ایهام و ایهام تناسب
درس نهم: اغراق، ایهام و ایهام تناسب
- اغراق: هرگاه در بیان ویژگی و وصف چیزی، زیادهروی و بزرگنمایی شود، در زبان ادبی به این کار «اغراق» میگویند. به بیان دیگر، اغراق و مبالغه ادّعاي وجود صفتي در كسي يا چيزي است به اندازهاي كه حصول آن صفت در آن كس يا چيز بدان حد، محال يا بيشتر از حدّ معمول باشد.
آن فرومايه هزار من سنگ برميدارد و طاقت يك حرف نميآرد.
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
اگر برگ گل سرخ كني پيرهنش را از نازكي آزار رساند بدنش را
آرایۀ اغراق و مبالغه در متنهای حماسی کاربرد فراوان دارد. شاعر به ياري اغراق، معناي بزرگ را خرد و معناي خرد را بزرگ جلوه ميدهد و مناسبترين اسباب براي تصوير يك دنياي حماسي است؛ بنابراين در شاهنامه بيش از هر اثر ديگري اغراق به كار رفتهاست؛ مانند نمونههای زیر:
شود كوه آهن چو درياي آب اگر بشنود نام افراسياب
كه گفتت برو دست رستم ببند؟ نبندد مرا دست، چرخ بلند
رستم ادّعا ميكند كه فلك هم نميتواند دست او را ببندد.
ز سمّ ستوران در آن پهن دست زمين شش شد و آسمان گشت هشت
يعني بر اثر برخورد سمّ اسبان با زمين يكي از طبقات هفتگانۀ زمين كنده شد و به آسمان رفت. درنتيجه، زمين شش طبقه شد و آسمان هشت طبقه گشت!
- ایهام: هرگاه در عبارت یا بیتی، یک کلمه به چند معنا به کار رود، آرایۀ ایهام پدید میآید. ایهام از ریشۀ «وَهم» و به معنای «به تردید و گمان افكندن» است.
ایهام دراصطلاح، آوردن واژه در شعر و نثر با حداقل دو معني است كه يكي نزديك به ذهن و ديگري دور از ذهن باشد؛ به طوري كه شنونده از معني نزديك به معني دور منتقل شود. مقصود شاعر يا نويسنده معمولاً معني دور و گاه هر دو معني است، به اين سبب ذهن بر سر دو راهي قرار ميگيرد و نميتواند در يك لحظه يكي از دو معني را انتخاب كند، بنابراين خواننده به گمان ميافتد. بنابراين هر گاه واژه به گونهاي در شعر يا نثر به كار رود كه هر دو معنا از آن قابل برداشت و در كلام حضور داشتهباشد، به آن آرايۀ ايهام ميگويند.
فرق بين كنايه و ايهام در اين است كه در كنايه هر دو معني دور و نزديك مراد نيست؛ بلكه مقصود اصلي گوينده، معني دور است و معني نزديك، نردبان ذهن او براي رسيدن به مقصود اصلي گوينده است؛ امّا در ایهام هر دو معني دور و نزديك مراد است.
باغبان هميشه نگران پرپرشدن غنچههاست © 1. پريشان 2. نظارهگر
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم به خواب عافيت آن گه به بوي موي تو باشم
1. رايحه 2. اميد و آرزو
گفتم: غم تو دارم، گفتا: غمت سرآيد گفتم كه: ماه من شو، گفتا: اگر برآيد
1. طلوع كند 2. امكانپذير باشد
دي ميشد و گفتم: صنما، عهد به جاي آر گفتا: غلطي خواجه، در اين عهد وفا نيست
1. پيمان 2. روزگار
خانه زندان است و تنهايي ضلال هركه چون سعدي گلستانيش نيست
1. باغ و گلزار 2. كتاب گلستان
به راستي كه نه همبازي تو بودم من تو شوخديده مگس (مگسِ بيشرم) بين كه ميكند بازي
1. بازي كردن 2. ادای باز شكاري درآوردن
- ايهام تناسب: ایهام تناسب آوردن واژهاي با حداقل دو معني است كه يك معني آن مورد نظر و پذيرفتني است و معني ديگر نيز با بعضي از اجزاي كلام، تناسب (مراعات نظير) دارد. به عبارت ديگر، ایهام تناسب آوردن واژهاي با حداقل دو معني است كه الفاظ جمله در آن معني كه مراد گوينده است با يكديگر متناسب نباشد؛ امّا در معني ديگر تناسب داشتهباشد؛ مثلاً لفظ مشتري در بيت زير به معني خريدار است؛ امّا به اعتبار اين كه نام يكي از سيّارگان است با مهر، ماه و زهره تناسب دارد.
هندو به پيش خال تو باشد به چاكري مِهر رخ تُراست مه و زهره، مشتري
چون شبنم اوفتاده بُدم پيش آفتاب مِهرم به جان رسيد و به عيّوق بر شدم
1. عشق و دوستي و محبّت 2. خورشيد
تفاوت ايهام تناسب با ايهام
تفاوت ايهام تناسب با ايهام در اين است كه در ايهام هر دو معني دور و نزديك مراد و پذيرفتني است؛ ولی در ايهام تناسب يك معني آن قطعاً پذيرفتني و درست است و معني ديگر با بعضي از اجزاي كلام، تناسب (مراعات نظير) دارد.
چنان سايه گسترد بر عالمي كه زالي نينديشد از رستمي
زال در اينجا به معني پيرزن سپيدموي است؛ امّا چون نام پدر رستم نيز زال است، پس با واژۀ رستم مراعات نظير میسازد. بنابراین، آن را ايهام تناسب مينامند.